ورود ثبت

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور*
به یادآوری

ساخت حساب کاربری

پر کردن کلیه قسمت های (*) الزامی می باشد
نام *
نام کاربری *
رمز عبور*
تایید رمز عبور *
ایمیل *
تایید ایمیل *
کد امنیتی *
Reload Captcha

مدرنیسم در جواهرسازی چگونه شکل گرفت؟

راهی به سوی مدرنیسم 

سال 2000 به عنوان هزاره سوم سالی جدید، قرنی جدید و هزاره‌ای جدید به حساب می‌آید و برگشتی تازه نسبت به دنیای جواهرات را می‌طلبد. از نظر تاریخ‌نویسان هنری، قرن 20 شاهد احوال عظیمی در درک و ساخت جواهرات بوده است و این ابداعات و تحولات رابطه نزدیکی با مد و سبک‌های خاص هنر جواهرسازی جواهرات دارد. «سرعت» در قرن بیستم چنان تمام اجزای جهان را تحت تأثیر قرار داد که اکنون می‌توان گفت: روند این تغییر و تحولات در طول قرن‌های گذشته بسیار کند بوده است.

در واقع بخش اعظم تحولات به وجود آمده در زمینه طراحی جواهرات طی 100 سال اخیر ایجاد شده است. اگر چه در هر دهه شاهد تحولات جدیدی در زمینه طراحی جواهرات بوده‌ایم اما تحولات قرن 20 حقیقتاً متفاوت بوده است. از سوی دیگر، کشفیات جدید در زمینه علوم و فناوری‌ها که طی مدت کوتاهی به وجود آمدند به عنوان محرک و انگیزه‌ای قوی عامل بسیار موثری در زمینه تغییر و تحولات سبک‌های طلا و جواهرسازی به شمار می رود. گرایش‌ها و سبک‌های جدید به موازات یکدیگر و با سرعتی اعجاب‌انگیز در حال پیشروی هستند و در چنین روندی، بعضی سبک‌ها و تحولات از بقیه پیشی می‌گیرند و پیشرو می‌شوند و بعضی دیگر به دلیل آنکه تغییرات نمادین بسیار کمی داشته‌اند، از قافله عقب می‌مانند. حال این سئوال به ذهنمان خطور می‌نماید که چرا مدل‌هایی که قبلاً نو، جدید و مدرن محسوب می‌شود یکروزه از مد می‌افتد و قدیمی می‌شود. مفهوم زندگی در سراشیبی تند آن به دو معناست که هم صحیح و هم گمراه کننده است. در قرن بیستم انسان زندگی خود را سریع‌تر سپری نمی‌کند اما تغییر و تحولات محیط پیرامون خود را به شکل سریع‌تری تجربه می‌نماید و دائماً در حال مواجه شدن با کشفیات جدید است و بدیهی است که جواهرآلات، نحوه ساخت آن، مواد اولیه آن و کاربردهای متفاوت آن نیز، ناگزیر در کوران روند سریع این تغییر و تحولات قرار می‌گیرند. بعضی از پدیده‌ها در زمینه جواهرآلات در هزاره سوم همچنان ثابت و غیر قابل تغییر می‌مانند. انسان‌ها با آویختن جواهرات، احساسات و عواطف درونی خود را بروز می‌دهند. تمایل به استفاده از زیورآلات (چه به صورت نمادین و چه به صورت طلسم و حالت خرافی و اعتقادی آن) سابقه تاریخی دارد و این سنت از قدیم الایام تا به امروز همچنان حفظ شده است. پیش از پیشرفت‌ فناوری در به کارگیری فلزات قیمتی و بدون قیمت برای ساختن جواهرآلات، از هر نوع ماده موجود در طبیعت، استفاده می‌شد. هیچ محدودیتی در ارائه نبوغ و ذکاوت انسان‌ها وجود ندارد. انسان‌ها در بهترین و بدترین اوقات خود تمایل به آویختن و نگهداری از جواهرآلات را دارند. از آغاز بشریت تاکنون، جواهرآلات اشیایی خاص و حتی لوکس و تجملی به شمار می‌روند. در قرون اولیه افراد با توجه به شأن، مقام و طبقه اجتماعی خود، مجاز به آویختن جواهرات بودند. اما امروزه وضعیت مالی افراد، در انتخاب جواهرات عامل تعیین کننده‌ای است.

از لحاظ شکل، تعداد جواهراتی که به بازار عرضه می‌شوند، بی‌نهایت است، اما عامل تعیین‌کننده برای خرید جواهرات، قدرت مالی افراد است. ما شاهد تغییر و تحولات بارز و انکارناپذیری در خریداران، زرگران و جواهرسازان هستیم. (در قدیم این شوهران و عشاق بودند که جواهرات همسران و معشوق خود را انتخاب و خریداری می‌نمودند اما بانوان امروزی بیشتر تمایل دارند که خود به انتخاب جواهراتشان بپردازند). اگر چه جواهرات در قدیم الایام تنها جنبه تزئینی داشتند اما توأم بیانگر شخصیت استفاده کننده نیز بود. در واقع با انتخاب جواهراتی که به خود می‌آویزم. احساسات، حالات روحی، رنگ‌های مورد علاقه، سلیقه و درک و دید شخصی خود از هنر را به نمایش می‌گذاریم که مجموعاً شخصیت آدمی را تشکیل می‌دهند. جواهرات، به وضوح، منعکس کننده ی عوامل متعددی همچون تأثیرات سیاسی، تغییرات اجتماعی و حوادث مهم فرهنگی هستند و این واقعیتی است که اغلب در تجزیه و تحلیل‌های انتقادی و مهم به دست فراموشی سپرده می‌شود. طی سالیان اخیر شاهد تغییر و تحولات اساسی در بافت اجتماعی بوده‌ایم که ریشه در وقوع انقلاب صنعتی طی قرن گذشته داشته و منجر به پدید آمدن سبک‌های جدید در زمینه مد و جواهرات شده است. با مرور تمدن از آغاز تاکنون متوجه خواهیم شد که ساخت جواهرآلات در قرن 20 به بالاترین نقطه و اوج زیبایی و بلوغ هنر رسیده است. در هیچ دورانی به اندازه بیستم شاهد تنوع مواد اولیه و مورد استفاده در ساخت جواهرات و مدل‌های متعدد آن نبوده‌ایم. جواهرات مانند دستگاه زلزله‌نگار، هیجانات و تحولات دوره خود را ثبت نمی‌نمایند.

اثرات سریع و ابداعات پیشرفته در زمینه فناوری‌های جدید جهان را به سوی تکامل تدریجی فراخوانده است، بدیهی است که تحولات فوق زندگی کلیه انسان‌ها را به سریع‌ترین وجه ممکن متحول نموده است.

فناوری‌های جدید در زمینه اتومبیل، هواپیما، رادیو و تلویزیون، تکنولوژی فضا، وسایل ارتباط جمعی و مخابراتی، ظهور دنیای کامپیوتر و اینترنت نحوه زندگی ما را به طور بنیادین دگرگون نمودند. این ابداعات جدید تغییرات بنیادی اساسی را در بافت زندگی اجتماعی اروپا و سیستم اقتصادی دنیا به وجود آوردند. هنر و جواهرات هیچگاه نسبت به تکنولوژی و تأثیرات جانبی آن ایمن نبوده اند. یکی از مهمترین ویژگی‌های قرن بیستم در دنیای طلا و جواهرات، تسریع نمایش و شکل‌گیری متنوع و شکوهمند سبک‌ها و متدهای متعدد در جواهرسازی است. گرایش به مدرنیسم در جواهرآلات با شروع قرن جدید و طی رواج سبک بل اپوک (Belle Époque) آغاز شد.

فرم‌های معماری و اجزاء تزئینی سبک‌های تاریخ باستان، قرون وسطی و دوره رنسانس بسیار محدود بودند اما پیدایش تمدن‌های بی‌نظیر جدید،منجر به تحولات اعجاب انگیزی در زمینه هنر و طراحی شد. در نتیجه اشباع مردم از بازارهای بعد از وقوع انقلاب صنعتی و مکانیزه شدن سیستم‌ها و تولید ماشینی و انبوه اجناس، بسیاری از آن‌ها خواستار جواهرآلات تجملی و دست‌ساز شدند. پاریس مرکز گرایش به مکانیزه شدن بود و نمایشگاه سال 1900 در همین رابطه در پاریس برگزار شد. آثار تجددگرایی که بعدها به مدرنیسم معروف شد، به وضوح در آثار نقاشی هنرمندان معروفی همچون مانه، و سزان و آثار تزیینی هنرهای زیبا مشهود بود و سرتاسر مرزهای اروپا و آمریکا را فراگرفت. در آن روزها تکنیک «اغراق» و «زیاده‌طلبی» در طراحی جواهرات، منسوجات، اثاثیه منازل و کلیه زمینه‌های هنری حرف اول را می‌زد. اما پس از رهایی از محدودیت‌های پر رنگ مکتب رئالیسم، در اواخر قرن نوزدهم شاهد یک تحول نو و گرایش به استفاده از خطوط و طرح‌های آزاد رایانه در کارهای هنری بودیم که نویدبخش ظهور مدرنیسم در دنیای طراحی بود. هنرمندان، طراحان و جواهرسازان متعلق به این سبک (همچون جوجند ستیل، آرت نوی، استیلولیبتی، سسشن) را می‌توان از طریق شناسه‌ها و سبک‌های معمول آنان در ظهور این سبک‌های جدید و تمایل وافر هنرمندان به ساده گیری و بکارگیری این سبک‌ محدودیت‌های سبک‌های قبلی را از بین برد و هنرمندان با توسل به این سبک‌های به ماورای مرزهای دست نیافتنی و لایتناهی هنر دست یافتند که هنوز هم منجر به جداسازی هنرهای زیبا از هنرهای کاربردی می‌شود. با نگاهی به جو حاکم بر آن دوره و نسل بعدی همان قرن، شاهد موفقیت تحسین برانگیز هنرمندان آوانگارد هستیم که به راستی در دستیابی بدین هدف پیشتاز بودند و درخشیدند. با بررسی جواهرات مربوط به سبک هدنیستیک بل اپوک Hedonistic Belle Époque درمی‌یابیم که پیروان این سبک بر «احساسات و عواطف» تأکید فراوانی داشتند اما گاهی هم به سوی ناامیدی و یأس منفی منحرف می‌شدند. در این سبک طبیعت به واقعی‌ترین، زیباترین و بهترین وجه ممکنه به نمایش گذاشته می‌شود و سعی شده تا ویژگی‌هایی همچون وحشی بودن طبیعت به خوبی نشان داده شود. طبیعت اغلب به طور سمبلیک به عنوان مظهری از باروری به کار رفته است. موضوع اصلی مورد استفاده در آن دوره بیشتر به پیکره انسان‌های مونث مربوط می‌شد و این اشکال اغواگرانه و افسانه‌ای، موجودات عجیب الخلقه‌ای بودند که دارای یک پیکره ولی چندین جزء مختلف بودند و اغلب بخشی از این پیکرها به شکل بدن یک زن و بخشی دیگر از یک سنجاقک و یا یک پروانه تشکیل می‌شد. زنان نمادین به کار رفته در موضوعات هنری آن دوره، اغلب رخم خوردگانی بودند که در راه آزادی خود می‌جنگیدند. طاووس مغرور مظهر زیبایی و فساد، به عنوان مهمترین و معروفترین دورنمایه کارهای هنری آن دوره و نشانگر نارسیسیم ذاتی مربوط به آن دوره بود. موضوعاتی همچون تولد، مرگ و یا تولد دوباره به طور استعاره در قالب تصویری از گیاهان مرده و یا پژمرده به تصویر کشیده می‌شد. به عنوان مثال: گل‌ها مظهر و نماد صفات ویژه و متعدد بودند. گل سوسن سفید مظهر پاکی و اخلاص، گل رز مظهر علاقه و تمایل، گل زنبق مظهر ناراحتی و گل ارکیده مظهر زیبایی بود. بانوان همیشه به شکوفه‌ها تشبیه می‌شدند زیرا هر دو خصوصیاتی مشترک با شباهت‌های بسیار زیاد دارند. مارها سمبل وسوسه و هواهای نفسانی بودند. و حشراتی که از پیله‌های خود بیرون آمده، دگردیس شده و تولد دوباره می‌یافتند، به صورت استعاری بکار می‌رفتند. سنجاقک‌ها و پروانه‌ها با بال‌های مواج و درخشان، سمبل رنگ‌ها و شکل‌های متفاوتی بودند که با استفاده از میناهای الوان و سنگ‌های قیمتی بخصوص اوپال Opal ساخته می‌شدند. روش‌های میناکاری در آن دوره بسیار کامل و پیشرفته بود. از آن جمله می‌توان میناکاری پلیکاژور را نام برد: موادی که در این روش به کار می‌رفت ماده ای واحد بود اما در قبال انعکاس نور، چنین به نظر می‌رسید که از مواد مختلفی تشکیل شده است. از روش‌های دیگر میناکاری می‌توان مایل کلوزسون را نیز نام برد که در این روش شاهد انعکاس الوان و زیبای نور به همراه تلالو مرواریدها و سنگ‌های قیمتی هستیم.

به کار بردن الماس‌های بسیار ریز برای ایجاد اشکالی منظم و طویل با درخشش و تلألویی خیرکننده توأم اند. رنه لالیک با معرفی عقاید جدید و روش‌های بی‌نظیر خود و به کارگیری مواد اولیه جدیدی همچون شیشه، شاخ، لاک مصنوعی و حتی سلولوئید (نوعی پلاستیک) پایه‌گذار هنر جواهرسازی قرن بیستم به شمار می‌آید. ایده لالیک مینی بر ترکیب فلز قیمتی طلا با فلزات ذی قیمت، یک دگرگونی نوین در عرصه جواهرات به وجود آورد. لالیک در کارهای خود بسیار کم از الماس استفاده می‌نمود. نبوغ و ابتکار لالیک الهام بخش بسیاری از جواهرسازان پاریسی بود و کارهای آنان را تحت الشعاع قرار می‌داد. چنین شد که فرانسه به عنوان مرکز سبک «هنر نو» مطرح شد و روشی نو و متفاوت در نگرش به طبیعت را به دنیا عرضه نمود. تأثیرات این سبک با فرمی کاملاً متفاوت در کشورهای دیگر اروپایی مشاهده می‌شد. تفسیر کاربردی و تزئینی هنر از طبیعت کاملاً متحول شده و ایجاد انتزاع کامل در سبک جوجند ستیل آلمان منجر به پیدایش سبکی کاملاً مدرن در جهان جواهرات شد.

بعضی از هنرمندان مانند پاتریز هوبر و جورج کلمان ضمن پیروی و الهام از سبک فرانسوی، روش خاص و جدید خود را رونق دادند و بعضی دیگر همچون تئودور فاهنر، به طراحی برای تولیدات صنعتی پرداختند. «فاهنر» صاحب شرکت فورزهایم جواهراتی با طراحی بسیار عالی و با قیمتی بسیار مناسب عرضه می‌نمود و طراحانی همچون جوزف ماریا اولبریک، هنری وان دولده، موتیزگرالدی و... را از خیل هنرمندان دارمستات استخدام نمود. این گروه در طراحی و انتخاب نقره و عقیق استفاده از آن‌ها در ساخت جواهرآلات تولیدی خود، پیشرو بودند. سبک وینرورکستاتن نیز که در آن هنرمندانی همچون جوزف هوفمان، کولومان موزر، کارل اوتوزچکا فعال بودند، بدعت‌گذار سبک خاصی از طبیعت گرایی بودند، بدین صورت که مدل‌های طبیعی را در فرم‌های بسیار ساده هندسی و خطوط ساده معماری بدون هیچگونه تزیینی به تصویر می‌کشیدند. سنگ‌های الوان در تضاد با میناهای سفید و سیاه از ویژگی‌های سبک وینیرسشن Viennese Secession بودند. جنبش هندی و صنایع دستی در بریتانیا توسط ویلیام موریس William Morris هنرمند، شاعر و منتقد اجتماعی بایه‌ریزی شد و از روال تولید به روش صنعتی خارج گردید. تکامل تدریجی این سبک به طور مستقل و بدون تأثیرپذیری از سبک فرانسوی «هنرنو» Art Nouteau France (تمایل به سمبلیسم) متحول شد. جنبش هنر و صنایع دستی بریتانیا تا حدودی تحت تأثیر سبک‌های متداول قرون وسطایی بود. در آن دوره هنر و صنایع دستی کاملاً بهم مرتبط بودند و استفاده از مینا بر روی نقره یکی از متداول‌ترین مواد اولیه مورد استفاده هنرمندان این سبک بود. فروشگاه دپارتمان اندن ایبرتی Londons Liberty Department که پس از آرتور لیبرتی Arthur Lasenby Liberty به همین اسم نامیده شد، منحصراً در جهت پشتیبانی و حمایت از طراحان هنر و صنایع دستی فعالیت می‌نمود. آرچیپالدناکس Archibald Knox سالیان سال در سمت ریاست انجمن طراحان لیبرتی خدمت نمود و بیش از 400 قطعه جواهرآلات خلق نمود. مجموعه سیمیریک Cymric و توردیک Tudric آرچیپالدناکس نگاه و برداشت نوینی از شکل‌های تزئینی تمدن سنتی سلتیک Celtic با سبکی مدرن و جدید است.

برچسب ها: طلا, جواهر

چاپ

You have no rights to post comments